دیداری از خانه تاریخی بخردی در کوچه بحرینیها
ایراننامه- مهدی فقیهی: خانه بخردی یکی از خانههای تاریخی اصفهان است که از این بخت خوش برخوردار بوده تا از تخریب کامل در امان بماند و اکنون در دست مرمت است تا به زودی به عنوان موزه آثار فاخر صنایعدستی و هنرهای سنتی کشور مورد استفاده قرار گیرد. خانه تاریخی بخردی (به نام آخرین مالکش سرهنگ بخردی) در خیابان چهارباغ پایین و در انتهای کوچه بحرینیها واقع شده است. بنای مذکور از جمله آثار ارزشمند دوره قاجاری میباشد که هم اکنون مراحل مرمت خود را سپری میکند. در ابتدای بازدید از این یادگار ماندگار به خانهای برمیخوریم که تراز تحتانی آن به اندازه 2 یا 3 پله از سطح کوچه مجاور پایین تر قرار گرفته و دیوارهای خارجیاش با اندودی از کاه گل پوشانده شده است. ورودیهای اصلی این اثر منحصر به فرد در گذشته در ضلع شمال شرقی و جنوب غربی قرار داشته که هر کدام به واسطه یک هشتی کوچک به فضاهای داخلی ارتباط می یافته اند، ولی در حال حاضر ورودی الحاقی دیگری با درب فلزی نامتقارن در ضلع جنوب شرقی بنا ایجاد گشته است.
آشنایی با شهر تاریخی سی سخت
منصوره جعفریان سیسخت (کارشناس ارشد ایرانشناسی)
سیسخت (Sisakht) یکی از شهرهای استان کهگیلویه و بویراحمد در جنوب غربی ایران و در 35 کیلومتری شهر یاسوج مرکز این استان واقع شده است. سیسخت در دامنه کوه زیبای دنا و در دامان طبیعتی شگفت انگیز با رایحۀ خوش طبیعت، تابلویی زیبا از نقاشی آفرینش را در مقابل دیدگان گردشگران قرار می دهد. سیسخت دارای پیشینه تاریخی بسیار قدیمی است و سابقه سکونت در آن به پیش از اسلام بازمیگردد. کشف آثار سفالی تمدنهای پیشین در حفاریهای این شهر، و نیز گورهای با قدمت 3000 سال پیش از میلاد در سیسخت گویای این موضوع میباشد. در تل اسپید (Tale-Espid) آثاری از هزاره اول تا دوره ساسانی و دوره صفوی شناسایی شد و همین امر باعث شد که تل مذکور در آثار تاریخ ملی به ثبت برسد. همچنین تل قلات (Tale- Ghalat) که در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است نیز دارای آثاری از دوران سلجوقی تا قاجاریه میباشد. سابقه روستایی سیسخت به 135 سال پیش بازمیگردد و در سال 1362 خورشیدی به جمع شهرهای کشور پیوست. این شهر سالانه شاهد بازدید گردشگران داخلی و خارجی فراوانی است.
چالشهای صنعت گردشگری
از نگاه مدیر تاریخیترین هتل ایران
ایراننامه- معصومه شهباز- شاهین سپنتا: از آثار معماری بازمانده از دوران صفوی، مجموعه مدرسه، بازارچه بلند و کاروانسرای برجای مانده در کنار خیابان چهارباغ اصفهان در حدود 320 سال پیش و در زمان شاه سلطان حسین صفوی ساخته شد که وی آن را به مادر خویش پیشکش کرد؛ از این روی، مدرسه و کاروانسرای مادر شاه نامیده شد.
راه ورودی این کاروانسرا از داخل بازار مجاور بود و سالهای متمادی کاروانسرای مادر شاه پذیرای مسافران خسته و کاروانیان بود. پس از دوره صفوی کاروانسرای مادرشاه نیز کم و بیش متروک شد. در دوران پهلوی اول برای مدتی از این بنا به عنوان پادگان آمادگاه اصفهان استفاده میشد که نام خیابان آمادگاه یادگار آن دوران است. در سالهای بعد فضای نسبتا وسیع این کاروانسرا آن را به توقفگاه کامیونهای حمل قند و شکر تبدیل کرد و با قرار ماهانه سیهزار ریال در اجاره اداره قند و شکر بود. این کاربری نادرست، بی توجهی مردم و مسئولان، و عوامل طبیعی دست به دست هم داده بود تا رفته رفته این بنای تاریخی را به ویرانی بکشاند. این روند ویرانگر ادامه داشت تا این که در سال 1336 خورشیدی، شرکت سهامی بیمه ایران به پیشنهاد آندره گدار، که زمانی رییس و در آن موقع مشاور اداره کل باستانشناسی بود، طرح بازسازی کاروانسرای مادر شاه و تبدیل آن به مهمانخانه و سپس «مهمانسرای شاه عباس» را در دستور کار قرار داد. در اجرای این طرح بخشی از زمینهای اطراف، از شهرداری اصفهان خریداری شد و سرقفلی مغازههایی که در بدنه جنوبی کاروانسرا ایجاد شده بود، پرداخت شد و در تابستان 1337 خورشیدی، کار بازسازی ساختمان مهمانسرای شاه عباس آغاز شد.
وقتی همه خوابیم!
مهرداد سپهر
قبل از ماه محرم در رسانهها اعلام شد که به گفته نیروی انتظامی در مراسم امسال با هرگونه مظاهر خرافه اعم از قمه زنی، سر بریدن دام در ملاء عام و حتی علمکشی و .... برخورد میشود ولی متاسفانه به فاصله یکی دو روز پس از آن، در روزنامهها خواندیم که نیروی انتظامی حرف خود را پس گرفت. در تاسوعا و عاشورای امسال هم وقتی گذرمان به بعضی از خیابانها میافتاد، صحنههای مشمئز کنندهای را میدیدیم که گویا محکوم به دیدن آن هستیم. گوسفند و گاو و شترهایی که سر بریده میشدند و آه و اعتراض خفیف برآمده از جان بعضی عابران در حاشیه پُر خون خیابانها و بدتر از همه دیدگان وحشت زده و نگران کودکانی که ضمیر پاکشان را هنوز هیچ خشونت و زشتی آلوده نکرده است. به راستی ما به کجا میرویم؟ چطور سلامت شخصی و اجنماعی ما به عناوین گوناگون با چنین انحرافات در ظاهر پیش پا افتادهای به راحتی نادیده گرفته میشود؟ جایگاه سلامت روحی و روانی جامعه و به ویژه کودکان در این میان کجاست؟ در چنین روزهایی که قرار است مردم با آموزههای انسان ساز آشنا شوند، آیا آموزه های انسان ساز، غیر از اخلاق و مهربانی و شرافت انسانی است که باید بذر آن از کودکی در نهاد آنان نهادینه شود تا امنیت اخلاقی و اجتماعی جامعه تضمین گردد؟ آیا پدیدههای خشونتباری به این شکل موجب گسترش عصبیت و خشونت در جامعه نمیشود؟ با وجود اینکه برای تحلیل موضوعاتی این چنین که به سلامت کلان اجتماعی بازمیگردد در مجامع علمی و فرهنگی همایشهای بسیاری هم برگزار می گردد، ولی به دلیل اینکه از سوی دستگاههای اجرایی نتایج عملی آن جدی گرفته نمیشود، متاسفانه هیچگاه آگاهی پویا به بدنه جامعه سرایت نمی کند؛ گو این که معمولا علم و آگاهی با چراغ خاموش در یک سو، و نادانی و خرافه هنجارشکنانه و سنت شده که به دست اقلیتی اجرا میشود، در سویی دیگر به راه خویش ادامه میدهند.
باستانشناسی آیین مهر، از نگاه باستانشناسان!
نشست «باستانشناسی دین مهر» از سوی دوفصلنامة «باستانپژوهی» در فرهنگسرای ارسباران برگذار شد. در این نشست که همزمان با آن شماره جدید مجلة «باستانپژوهی» نیز رونمایی شد، باستانشناسان درباره آخرین یافتههای باستانشناختی مربوط به این موضوع که در محدوده مرزهای ایران کنونی به دست آمده، سخن گفتند. این نشست با سخنرانی محمود موسوی (باستانشناس پیشکسوت و مدیر مرکز باستانشناسی ایران در سالهای دهة 1360)، گشایش یافت. محمود موسوی دربارة «تاریخچة نشریات باستانشناسی» سخن گفت. او در سخنرانیاش گزارشی از انتشار مجلههای باستانشناسی در ایران، از آغاز تاکنون، بازگو کرد. موسوی گفت: «در آغاز قرن گذشتة میلادی گزارشهای کاوشهای شوش توسط ژاک دمورگان به زبان فرانسه چاپ شد که در سالهای بعد با آمدن دمکنم تغییر نام داد اما همچنان ادامه یافت و مبدل به یک سلسله انتشارات دامنهدار شد. با این حال، اگر از «آثار ایران» که توسط آندره گدار و به زبان فرانسه منتشر شد و بخشهایی از آن در همان زمان توسط محمدتقی مصطفوی و بهمن کریمی به فارسی ترجمه شد، بگذریم، تا سال 1329 خورشیدی هیچ نشریه فارسیزبانی درباره باستانشناسی ایران نداشتهایم.
ادامه مطلب ...
برای نخستینبار، زنان به مقام موبدی دست خواهند یافت
ایراننامه: برای نخستینبار، هشت بانوی زرتشتی به انتخاب انجمن کنکاش موبدان، جهت احراز مقام موبدی برگزیده شدند. به گزارش تارنمای خبری - تحلیلی "برساد"، انجمن موبدان از موبدیار شدن 8 بانوی زرتشتی در آیندهای نزدیک خبر داد. بر اساس این گزارش، دکتر موبد اردشیر خورشیدیان با اعلام این مطلب، گفت: «از سالها پیش و از زمان موبدان آذرگشسب و شهزادی مساله موبدی بانوان همواره مطرح بوده است، ولی شاید هیچگاه این شرایط پیش نیامد». وی به برابری زنان و مردان در باور زرتشتیان اشاره کرد و افزود: «در طول تاریخ هم اگرچه اسمی از موبدان زن باقی نمانده، ولی همواره زنان نقش بزرگی را در نگهداری و پاسداری از دین داشته اند». رئیس انجمن موبدان درباره علت انتخاب این هشت بانو به موبدی گفت: «انجمن موبدان در این زمینه بیشتر به دانش دینی، پاسخگویی شایسته و زیباخوانی اوستا توسط بانوان توجه کرده است».
یاسمن سپید، نماد جشن بهمنگان
شاهین سپنتا
واژه «وُهومَنَ» در اوستا، «وَهمَن» در پهلوی و «بَهمَن» در فارسی امروز، به معنی «منش خوب»، در گاتها فروزه اهورامزداست و در اوستای نو یکی از امشاسپندان که نماد اندیشه نیک و خرد و دانایی آفریگار است. در فرهنگ ایرانی دومین روز هر ماه و یازدهمین ماه سال را به نام امشاسپند بهمن خواندهاند. از این روی، در بهمن روز (دومین روز) از بهمنماه، جشن بهمنگان برگزار میشود. در کتاب پهلوی «بندهش» آنجا که «درباره چگونگی گیاهان» سخن به میان میآید، از میان گلها «یاسمن سپید»، گل ویژه «بهمن» معرفی شده و آمده است: «... این را نیز گوید که هر گلی از آن امشاسپندی است؛ و باشد که گوید:... یاسمن سپید، بهمن را ...». اما پرسش اینجاست که بر اساس دانش گیاهشناسی امروز منظور از گل «یاسمن سپید» نامبرده شده در متون کهن ایرانی کدام گل است؟
همایش دستآوردهای باستانشناسی تپه اشرف برگزار شد
ایراننامه- شاهین سپنتا: نتایج دو فصل کاوش و لایهنگاریهای انجام شده در تپه اشرف نشان داد که این تپه تاریخی دربرگیرنده آثاری متعلق به پنج دوره تاریخی اشکانی، ساسانی، دوره انتقالی ساسانی به اسلامی، قرن چهارم و پنج هجری، و قرن 12 هجری است. سرپرست گروه باستانشناسی و کاوش تپه اشرف، با بیان این مطلب در نخستین همایش دستآورد کاوشهای باستانشناسی تپه اشرف اصفهان که توسط اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اصفهان با حضور گروهای مختلف مردم، دوستداران اصفهان و مسئولان استان برگزار شد با بیان تاریخچه مطالعات پیشین در تپه اشرف و ارائه تصاویر، نمودار، و نقشه، نتایج مطالعات انجام شده طی 2 فصل کاوش در این تپه را اعلام نمود. به گزارش ایراننامه، دکتر علیرضا جعفری زند با ارائه تاریخچهای از وضعیت تپه اشرف و نمایش تصاویر هوایی برجای مانده از سالها قبل تاکنون در بیان اهمیت مطالعات انجام شده بر تپه اشرف، آن را "تاریخ گمشده اصفهان" دانست و افزود: «متاسفانه کمتر به این بخش تاریخی شهر توجه شده است و حتی شاردن فرانسوی هم که در سفرنامه خودش توصیفات زیادی از بناهای تاریخی اصفهان ارائه میکند در مورد این تپه تنها یک جمله می گوید که "در کنار پل تاریخی اصفهان خرابه هایی عظیم وجود دارد". این تپه در طول تاریخ اصفهان بدون نام بوده تا زمانی که اشرف افغان تصمیم می گیرد بر روی آن کاخی بسازد».