سازمان های مردم نهاد و ثبت میراث فرهنگی و طبیعی
ماندانا خرم (فعال میراث فرهنگی)
نزدیک به یک ده و نیم از عمر «سازمانهای مردم نهاد» ، «ان.جی.او» ها یا «سمن»ها در حوزه میراث فرهنگی و طبیعی می گذرد. بیشتر این سازمانها توسط گروهی از جوانان دوستدار میراث فرهنگی تشکیل و گردانده میشود و آنگونه که در "اساسنامه انجمنهای میراث فرهنگی "در سایت سازمان میراث فرهنگی آمده است:هدف از تشکیل این گروهها «جلب حمایت مادی و معنوی مردم و تشریک مساعی همه جانبه آنان در زمینه پژوهش، حفظ، احیاء، معرفی و آموزش میراث فرهنگی کشور است».در چندین سال گذشته نیز برخی از آثار با تلاش اعضای این انجمنها به ثبت رسیده است. کاری که تا هفت سال گذشته تنها به دوش کارشناسان سازمان میراث فرهنگی کشور بوده است و نه هیچ شخص حقیقی و حقوقی دیگری. از این جمله میتوان به ثبت خانه معین تجار بوشهری اشاره کرد که توسط یک انجمن جوان در حوزه میراث فرهنگی در تهران به تازگی به ثبت رسیده است.
خبرگزاری میراث فرهنگی (سی.اچ.ان) در یکی از تازهترین گزارشهای خود با عنوان" ورطه پر خطر سپردن ثبتهای ملی به انجمنها"به بررسی این پدیده نوظهور یعنی طی شدن مراحل ثبت توسط انجمن های دوستدار میراث فرهنگی پرداخته است. ئدراین گزارش نظرات افراد مختلفی از جمله خانم «آتوسا مومنی» مدیر کل ثبت آثار تاریخی سازمان میراث فرهنگی و آقای «مجتبی گهستونی» از فعالان به نام این حوزه آمده است که همگی به نوعی از این موضوع حمایت کرده و آن را کاری پسندیده دانستند.
از دیدگاه آتوسا مومنی هرکسی می تواند آثار ثبتی را به کارشناسان میراث فرهنگی معرفی کند. همچنین مجتبی گهستونی نیز معتقد است میبایست از سمن ها در این راه حمایت کرد.
اما آنچه موجب نوشتن این یاداشت توسط شخص بنده شد، نگاهی کلی به عملکرد و مشکلاتی است که این گروهها با آن مواجه هستند. ضمن اشاره به این نکته که نگارنده خود چندین سالی را در یکی از انجمنهای میراث فرهنگی تهران به فعالیت پرداخته و از نزدیک شاهد فعالیت و چالشهای پیش روی این انجمنها بوده است.
همانگونه که در بخش پیشگفتار نوشتم این انجمنها توسط گروهی از جوانان دلسوز و پشتیبان میراث فرهنگی تشکیل و گردانده می شود. جوانانی که در این روز روزگار بیش از هر چیز و هرکس دیگری دغدغه حفظ و نگهداری از میراث فرهنگی و طبیعی کشور را دارند و در میانشان بیشمار افراد لایق و با مسئولیت برای نگهداری از میراث فرهنگی کشور وجود دارد و هدفشان نیز به یادگار گذاشتن میراث نیاکانشان برای فرزندانشان است.
اما شاید به جرات بتوانم بگویم با وجود تمام این موارد ذکر شده و با وجود دانایی که بسیاری از این جوانان در حوزه میراث فرهنگی دارند هنوز برای دست گرفتن چنین مسئولیتهایی کمی زود است.
ساده بگویم عمر سمن ها یا ان.جی.او ها در جامعه ما کوتاه است و همچنین روحیه کار گروهی و مشارکتی که داریم که وصف آن زبانزد خاص عام است. زمانی که نام گروه را می آوریم، روحیه گروهی چه بخواهیم چه نخواهیم به آن پیوست خورده است در حالی که در جامعه ما روحیه مشارکتی هنوز با چالشهای زیادی دست پنجه نرم می کند.
انجمنها را میتوان نمونه یک جامعه دانست. جامعه ای که اگرچه در صدد اصلاح و هماهنگ کردن هنجارهای جامعه بزرگتر خود است اما از هنجارهای آن جامعه الهام گرفته است زیرا افراد درون سازمان مردم نهاد خود در درون آن بزرگ شده و تعلیم دیده همان جامعه بزرگ هستند پس برای اصلاح ساختار نیاز به تجربه افرادی هستند که ساختارها را خوب میشناسند و راهکار هماهنگ کردن آن را نیز می دانند.
به زبان سادهتر، بیش از هرچیز ما در درون سازمان های مردم نهاد نیاز به آموزش برای کار گروهی داریم در غیر این صورت در ابتدا گروهی از جوانان با روحیه مشارکت بالا، دلسوز و هدفمند وارد این گروهها می شوند اما چون راهکار ارتباط با یکدیگر را نمیداند و از سویی شاید با افرادی که تنها برای به دست آوردن قدرت پا به میدان این گروهها گذاشته، مواجه میشوند دیر یا زود روحیه خود را از دست داده و از این گروها برای همیشه خارج می شوند که این در طولانی مدت خسارات جبران ناپذیری را به جامعه میزند.
مورد بعدی که می شود اشاره کرد، نبود بودجه مالی کافی برای فعالیت های انجمن ها است. در بسیاری از موارد شمار زیادی از طرحهای در دست بررسی تنها به خاطر نداشتن بودجه کافی بر روی میز انجمنها می ماند و تنها در حد یک حرف باقی میماند.
دیگر مساله قابل ذکر، نداشتن یک تیم متخصص است اگرچه در بسیاری از موارد دانش افراد درون این انجمنها حتی از مسولین سازمان مربوطه نیز بالاتر است اما همچنان برای در دست گرفتن مسئولیت های سنگین کم است؛ پس نیاز به آموزش و کسب مهارت در این حوزه و وجود افرادی چون باستان شناسان، کارشناسان و هنرمندان صنایع دستی وجود دارد تا در زمان ثبت پروندههای میراث فرهنگی یا هرگونه چیز دیگری به مشکل بر خورد نکند که البته خدا را شکر سازمان های مردم نهاد ما میانه خوبی با این افراد دارند.
در کل اگر بخواهیم یک جمعبندی داشته باشیم بهتر است انجمن ها در ابتدا به رفع مشکلات درونی خود پرداخته و سپس مسئولیتهای بزرگ را در دست گیرند زیرا ممکن است در ابتدای راه با موفقیت روبه رو شوند اما در ادامه با شکست.
البته ناگفته نماند در سالهای اخیر فعالیتهای مثبت به خصوص فعالیتهای رسانهای که این انجمنها داشتهاند باعث اتفاقات بسیار مثبتی بوده است و جای تشکر و قدردانی از افراد زحمت کش در این سازمانها وجود دارد.
از تک تک افراد درون سازمانهای مردم نهاد برای تلاشهایشان در زمینه پاسداری از میراث فرهنگی قدردانی کرده و روزهای خوبی را از خدا برایشان خواستارم.
درود. با کلیت نظرتان موافقم. البته من معتقدم یک حکم کلی در مورد همه سمن ها نمی توان داد. در انجام پرونده های ثبتی باید سمن ها را با توجه به سوابق قبلی سطح بندی کرد و با توجه به سطح هر سمن کار را به آن واگذار کرد و در ضمن سمن ها باید زیر نظر یک یا دو مشاور خبره طرح ها را اجرا کنند و در مرحله سوم هم کارشناسان میراث با دقت نتیجه کار سمن را ارزیابی و ارزش گذاری کنند. نکته دیگر این که باید مراقب باشیم موسسات یا شرکت های انتفاعی با اهداف خاص و گاهی پشت پرده زیر نام سمن وارد این مقوله ثبت نشوند.
به نظرم این که انجمن ها چنین جسارتی کرده اند و این مسئولیت ها را به عهده گرفته اند حکایت از ظرفیت نهفته ای دارد که در کشور وجود دارد. البته همواره باید فرآیند ارزشیابی هم توسط انجمن و هم توسط ناظران (گروه های ناظر) در دستور کار باشد. بدون ارزشیابی، انجمن فرصتی برای رشد نمی یابد.