ردپای آدم برفی در استوره و تاریخ
شاید کمتر کسی به این نکته توجه کرده است که ردپای مرد برفی یا همان آدم برفی را میتوان در استورههای ایرانی پیدا کرد. یکی از داستانهای پرکشش شاهنامه فردوسی، داستان نبرد رستم با دیو سپید است.
گلی گشو/ گرگشو، آیینی ایرانی در ماه رمضان
نظر به گستردگی این آیین در نواحی مختلف ایران و شباهت ها و اشتراکات غیر قابل انکار در نام و شیوه برگذاری این آیین، نگارنده بر این باور است که گلی گشو یا گره گشو یا گرگیعان یک آیین کاملا ایرانی است.
گل پلنگ مشک، نماد جشن اسفندگان
در فرهنگهای گیاهشناسی از گل پلنگ مشک و درخت بیدمشک به عنوان دو گونه گیاهی متفاوت نام برده میشود و به نظر میرسد که در برهان قاطع در زیر واژه «پلنگ مشک» به یک نقل قول نامتداول و به احتمال زیاد نادرست، اشاره شده و آمده: «..بید مشک را هم گفته اند...»
نگاهی به پیشینه و جایگاه یلدا در فرهنگ ایران
شناسایی بهتر و ثبت این جشن کهنسال به عنوان میراث مشترک بشری ضمن این که می تواند آن را به همه ملت های جهان بیشتر بشناساند ، امکان حفظ ارزش های جهانی نهفته در این جشن و انتقال بهتر آن را به نسل های بعدی بشر فراهم خواهد آورد.
آیین آذین بندی سرو مهر در جشن یلدا
پس از گسترش آیین مسیح در ارمنستان و اروپا، اگرچه پیروان این آیین به بسیاری از سنت های میترایی رنگ و روی مسیحی دادند اما کلیسای متعصب برای مستقل نشان دادن مسیحیت از کیش مهر کوشید تا برخی از نمادهای مشهود مهری همچون سرو مهر را به فراموشی بسپارد...
چله درست است یا یلدا، یا هر دو؟
بلندترین شب سال را ایرانیان با جشن و شادی و شب زنده داری سپری می کنند. جشنی که گروهی آن را "چله" و گروه دیگر "یلدا" می نامند و همواره این پرسش پیش می آید که کدام نام درست تر با به قولی ایرانی تر است؟
جشن های ایرانی در تقویم رسمی ایران
این نگارنده نگاهی خواهد داشت به تاریخچه و برتری های گاهشماری رسمی کشور نسبت به گاهشماری های دیگر و اهمیت آن در تعیین دقیق زمان جشن های ایرانی، و سپس دیدگاه شماری از پژوهشگران و اندیشمندان را در این باره، بازمی نماید.
زندگی نامه شاهین سپنتا
من در بیستم اردی بهشت ماه سال 1353 خورشیدی در اصفهان به دنیا آمدم...
رد پای موشخوشو از بابل تا پارس
«موشخوشو» چیست؟ آیا یک جانور افسانه ای است یا یک نماد جانوری واقعی برای مردوک خدای بابلیان ؟ ارتباط بین «موشخوشو» و مردوک از کجا سرچشمه گرفته؟ و چرا پس از کورش در دوران هخامنشی به این نماد توجه نشده است؟
گل زنبق، نماد جشن امردادگان
زنبق مورد اشاره در متون کهن ایرانی و نماد جشن امردادگان، زنبق زرد یا زنبق رشتی است که تفاوت آشکاری با زنبق رسمی دارد ...
گل بنفشه، نماد جشن تیرگان
گل بنفشه مورد نظر در متون کهن ایرانی همان Viola odorata یا بنفشه ایرانی یا بنفشه معطر است...
گل سوسن، نماد جشن خردادگان
معروفترین نمونههای گل سوسن نزد ایرانیان سوسن سپید یا سوسن آزاد است که به نام سوسن ده زبان یا صد زبان نیز شناخته می شود ...
سرودههای شاهین سپنتا
من نه آن بیدم که با این بادها لرزان شوم ... من نه آن چشمم که با این غصهها گریان شوم
گمانی دربارۀ محل نظم هماینامه
هماینامه منظومهای است دربارۀ داستان مهرورزی همای، پسر شهریار مصر، بر گل کامکار، دختر شاه شام ...
پیشینه آشنایی ایرانیان با ماهی قرمز
به نظر می رسد که ایرانیان بیش از 2500 سال پیش با ماهی قرمز آشنایی داشتهاند و احتمالا این ماهیان از ایران به چین رفته اند...
جشنهای ایرانی در گفتگو با رسانهها
از چارشنبه سوری و هفت سین نوروزی تا سیزده به در و از اسفندگان تا شهریورگان و از حاجی فیروز تا ماهی قرمز ...
گل یاسمن سپید، نماد جشن بهمنگان
در کتاب پهلوی «بندهش» آنجا که «درباره چگونگی گیاهان» سخن به میان میآید، از میان گلها «یاسمن سپید»، گل ویژه «بهمن» معرفی شده
گلهای جشنهای سهگانه دیگان
بر بنیان بندهش،بادرنگ « دی به آذر» را، و کاردک « دی به مهر» را، و شنبلید «دی به دین» را خویش است...
گل آذرگون نماد جشن آذرگان
پرسش اینجاست که بر اساس دانش گیاهشناسی امروز منظور از گل آذرگون یا آذریون نامبرده شده در متون کهن ایرانی کدام گل است؟
درود سپاس از نظرتان. انجمن سعدی شناسی با نمونه ارائه شده موافق است و آن را اصیل تر می داند و می گوید با نسخه های کهن منبطق است.
استاد فقید مرحوم دکتر غلامحسین یوسفی در توضیحات گلستان (ص 264) در تائید و تاکید صحت این مطلب چنین می نویسند : «اعضای یکدیگرند»: چنین است در همه نسخه ها. استاد مجتبی مینوی در پاسخ اظهار نظری مبنی بر ترجیح ضبط «اعضای یک پیکرند» (رک: یغما 10/524)، چنین نوشته است: «صحیح این شعر سعدی همین طور است [:اعضای یکدیگرند] ... مضمون از عبارات معروف عصر سعدی بوده و او جمله ای را که زبانزد بوده است به قلم درآورده است. شادروان حبیب یغمایی در تأیید نظر مذکور افزوده است: «در بیست سال قبل که با مرحوم فروغی کلیات سعدی را برای تجدید چاپ آماده می کردیم نسخه های بسیار معتبر و قدیم که تاریخ کتابت آنها از 717 و 724 به بعد بود در اختیار داشتیم. در همه این نسخه ها.... قطعه معروف «بنی آدم اعضای یکدیگرند» به همین عبارت نوشته شده و تا کنون هیچ نسخه ای از قدیم و جدید، خطی و چاپی به نظر اهل ادب نرسیده که به عبارتی جز این باشد. نکته دیگر اینکه در اینجا کلمه «یکدیگرند» معنی عام دارد و اگر بجای «یکدیگرند» فرض و تصور کنیم که «یک پیکرند» باید باشد (و چنین حقی نداریم) نه تنها مضمونی که در کمال بلندی است سقوط می کند بلکه لطف مصراع دوم که پیوستگی تمام به مصراع اول دارد از میان می رود. بنابراین جهات بر اهل ادب و طبع فرض است که این قطعه معروف را همچنان که سعدی فرموده و از عصر او تا کنون در همه نسخه ها نقل و کتابت شده بدانند و بخوانند: بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
"اعضای یک پیکرند" درست می باشد.
درود
سپاس از نظرتان.
انجمن سعدی شناسی با نمونه ارائه شده موافق است و آن را اصیل تر می داند و می گوید با نسخه های کهن منبطق است.
استاد فقید مرحوم دکتر غلامحسین یوسفی در توضیحات گلستان (ص 264) در تائید و تاکید صحت این مطلب چنین می نویسند :
«اعضای یکدیگرند»: چنین است در همه نسخه ها.
استاد مجتبی مینوی در پاسخ اظهار نظری مبنی بر ترجیح ضبط «اعضای یک پیکرند» (رک: یغما 10/524)، چنین نوشته است:
«صحیح این شعر سعدی همین طور است [:اعضای یکدیگرند] ... مضمون از عبارات معروف عصر سعدی بوده و او جمله ای را که زبانزد بوده است به قلم درآورده است.
شادروان حبیب یغمایی در تأیید نظر مذکور افزوده است: «در بیست سال قبل که با مرحوم فروغی کلیات سعدی را برای تجدید چاپ آماده می کردیم نسخه های بسیار معتبر و قدیم که تاریخ کتابت آنها از 717 و 724 به بعد بود در اختیار داشتیم. در همه این نسخه ها.... قطعه معروف «بنی آدم اعضای یکدیگرند» به همین عبارت نوشته شده و تا کنون هیچ نسخه ای از قدیم و جدید، خطی و چاپی به نظر اهل ادب نرسیده که به عبارتی جز این باشد.
نکته دیگر اینکه در اینجا کلمه «یکدیگرند» معنی عام دارد و اگر بجای «یکدیگرند» فرض و تصور کنیم که «یک پیکرند» باید باشد (و چنین حقی نداریم) نه تنها مضمونی که در کمال بلندی است سقوط می کند بلکه لطف مصراع دوم که پیوستگی تمام به مصراع اول دارد از میان می رود.
بنابراین جهات بر اهل ادب و طبع فرض است که این قطعه معروف را همچنان که سعدی فرموده و از عصر او تا کنون در همه نسخه ها نقل و کتابت شده بدانند و بخوانند:
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند