ایران نامه، پایگاه آگاهی رسانی میراث فرهنگی و طبیعی ایران و جستار های ایران پژوهی
بایگانی
دسته بندی
25 مرداد 1390
یادی از آشفته و پریش

 

پدر به عشق پسر تاب نیاورد

درگذشت شاعرانه «آشفته» و«پریش» 

 استاد بهرام سیاره متخلص به «پریش» ساعت هشت صبح روز بیستم امردادماه در 67 سالگی در شهرضا درگذشت و پدرش استاد قاسم سیاره متخلص به «آشفته» نیز ساعتی بعد بدون آگاهی از مرگ فرزندش همسفر وی شد. به گزارش مهر، امید سیاره در خصوص نحوه مرگ شاعرانه این دو ادیب برجسته گفت: باوجود اینکه در خصوص مرگ برادرم پریش که ساعت هشت روز پنجشنبه به دیار باقی شتافت، هیچ اطلاع‌رسانی به پدرم «آشفته» نشد، ساعتی بعد پدرم نیز همسفر برادرم شد و به راستی که آنان یک روح در دو کالبد بودند و ارتباط روحی به قدری عمیق بود که با هم رفتند و مشیت الهی بر این بود که پدر داغ مرگ پسر را نبیند.

همان گونه که پریش گفته بود: «طالع آشفته را دارد پریش   /  آنکه از خاکسترش این خلق شد...»

سبک اشعار این دو شاعر شهرضایی آمیخته ای از سبک اصفهـانی و عراقـی و خمیر مایه کلامشان عاشقانه زیستن، آزادگی و بی نیازی بود.

 استاد قاسم سیاره متخلص به «آشفته» در خانواده‌ای فرهیخته و ادیب در شهرضا متولد شد. پدرش استاد هاشم متخلص به «سیاره» نیز شاعری توانا بود که از او چند مجموعه شعر از جمله «گلشن معرفت» و «جنگل مولا» به یادگار مانده است، همچنین تخلص استاد هاشم به نام خانوادگی این خانواده یعنی «سیاره» تبدیل شد.

آشفته سرودن شعر را از 18 سالگی آغاز کرد که از آثار منتشر شده این شاعر توانا می‌توان به دیوان آشفته، دوگاه، ترجمان گل شمع، برگ سبز و خوشه اشاره کرد، همچنین مجموعه «هشل هفط» به عنوان مجموعه طنز و فکاهی این بزرگوار، یک هفته قبل از درگذشت ایشان رونمایی شده بود.

آشفته مرگش را این گونه بیان کرده بود:

منِ آشفته را چو وقت رسد / گردِ من با نشاط صف بزنید

در عزایم که گریه هست حرام  /   این حلال است گر که دف بزنید

 

بهرام سیاره متخلص به «پریش شهرضایی» شاعر پرآوازه شهرضا که همچون پدر و پدربزرگ از ذوق و طبع شعر فراوانی برخوردار بود، پس از 67 سال زندگی درگذشت.

پریش در سال 1323 در شهرضا، شهری که بزرگانی چون آقا محمدرضا قمشه‌ای متخلص به صهبا و حکیم الهی قمشه‌ای را در دامن پرورانده است، متولد شد و در سال 1363 و در سن 40 سالگی سرودن اشعار را به صورت رسمی آغاز کرد.

دکتر حسین الهی قمشه ای در مقدمه‌ای که بر اشعار پریش در دیوان شعر وی نوشته است، وی را اینگونه توصیف می‌کند: پریش ذوق و مستی را از پدر که خود از شاعران بنام شهرضا است به میراث برده و به سبب همدمی و انس دایم با شاعران آسمانی ادب پارسی هم از شور و حال و شراب شهود در جام شعر آنان سرمست شده است.

از مجموعه آثار منتشر شده توسط وی می‌توان به دیوان پریش، پردیس پریش و مجموعه "اشک‌ها و لبخندها" اشاره کرد.

پریش دنباله رو ذوق و اندیشه پدر بود که این نکته را با ظرافت در قالب شعر خود این چنین بیان می‌کند:

آشفته شو پریش که حافظ به نکته گفت / هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی

همچنین در شعری دیگر اینچنین می‌گوید:

زبانِ حالِ دلِ ماست شعر ما ای دوست / سخن یکی ست، چه آشفته گوید و چه پریش

 بخشی از یک شعر بلند استاد آشفته:

خوبان گلوفشرده قهر طبیعت اند /  دربند میکشد فلک آزاده مرد را

آیا چگونه است که بسیار دیده ایم /  جان آفرین به دوست دهد رنج و درد را

گلها وجود خویش به پاها فشانده اند / بس خارها که بر سر دیوار مانده اند...


برای هموندی در آگاهی نامه این تارنگار نام کاربری خود در سامانه بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
شمار بازدیدکنندگان : 2193528


Powered by BlogSky.com

آخرین یادداشت ها